نگاهی به قمار میلیارد دلاری عربستان سعودی روی هالیوود


به گزارش آژانس خبری سینمادرام، سعودیها میلیاردها دلار در ادغام عظیم پارامونت اسکایدنس با وارنر برادرز سرمایهگذاری میکنند — و این تنها تازهترین اقدام در روندی از تصاحب هالیوود است که در اصل به معنای جلب رضایت ترامپ، خرید نفوذ در واشنگتن و فراهم کردن نان و سرگرمی برای جمعیت جوان و بیقرار این کشور به جای حقوق بشر است.
در یکی از شبهای هفته در ریاض، حوالی ساعت ۱۰ شب، لابی یک پردیس سینمایی تازهساخت با همهمه آرام شهری زنده است که سینما را کشف کرده است. نوجوانان اطراف پیشخوانهای فروش خوراکی جمع شدهاند، خانوادهها به سمت پلهبرقیها حرکت میکنند و زمانبندی نمایش فیلمها تا ساعات پایانی شب ادامه دارد — ۱ بامداد، ۲ بامداد و حتی دیرتر — متناسب با آبوهوایی که زندگی را تا بعد از تاریکی در فضای بسته نگه میدارد. درون یکی از سالنها، اکران دیرهنگام فیلم «۲۸ سال بعد: معبد استخوان» در برابر جمعیتی متنوع در حال پخش است. این فیلم ترسناک و دارای ردهبندی سنی بزرگسال، به موضوعاتی مانند شیطانپرستی و ارجاع به یک مجرم جنسی بدنام بریتانیایی میپردازد. با این حال، زنی با برقع در صندلی خود آرام نشسته و ظاهراً بیتفاوت است، در حالی که پاپکورن و نوشیدنی را زیر پوشش لباسش نگه داشته است. او بدون تردید صحنههای خشن فیلم را تماشا میکند. تنها سانسور آشکار مربوط به برهنگی است — یک زامبی با اندام جنسی آشکار در نسخه اصلی، در نسخه نمایش دادهشده با شلوارک ورزشی دیجیتالی پوشانده شده است.
این صحنه تنها برای افراد بیرونی عجیب به نظر میرسد؛ برای مخاطبان محلی، این فقط یک شب عادی در سینما است. هشت سال پیش، در عربستان سعودی هیچ سینمایی وجود نداشت. امروز، این کشور دارای پردیسهای سینمایی، جشنوارههای کمدی، سالنهای ورزشهای الکترونیک و فرش قرمز جشنواره بینالمللی فیلم دریای سرخ است که تلاش میکند با جشنواره کن رقابت کند.
حتی جنگ در کشور همسایه ایران، که شامل حملات پهپادی به عربستان سعودی نیز شده، تاکنون تأثیر چندانی بر زندگی شبانه ریاض نداشته است. سینماها همچنان باز و پر از تماشاگر هستند و فیلمدیدن در شب، بهویژه در ماه رمضان پس از افطار، به یکی از سرگرمیهای محبوب تبدیل شده است.
این تحول سریع فرهنگی توضیح میدهد که چرا عربستان سعودی اکنون میلیاردها دلار فراتر از مرزهای خود هزینه میکند. شرطبندی این کشور بر سرگرمی در داخل، با تلاشی همسنگ و جاهطلبانه در خارج از کشور همراه شده است — اقدامی که بهسرعت در حال تغییر تراز مالی هالیوود است.
(سرمایهگذاریهای عربستان سعودی شامل شرکت مادر THR نیز میشود؛ شرکت SRMG، یک شرکت رسانهای سهامی عام در عربستان سعودی، سرمایهگذار اقلیتی در PMC، هممالک THR است.)
هشت هزار مایل دورتر، همین راهبرد ممکن است تأمین مالی یکی از مهمترین معاملات تاریخ صنعت سرگرمی را ممکن کند. پیشنهاد خرید ۱۱۰ میلیارد دلاری پارامونت اسکایدنس برای وارنر برادرز دیسکاوری — ادغامی که قرار است آرشیو صد ساله مالکیت فکری پارامونت را با HBO، CNN و داراییهای تلویزیونی جهانی وارنر ترکیب کند — با ۲۴ میلیارد دلار سرمایه از صندوقهای ثروت ملی خلیج فارس پشتیبانی میشود، از جمله صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی (PIF)، و همچنین سرمایهای از سازمان سرمایهگذاری قطر و شرکت لِعِماد ابوظبی.
در پرونده ارائهشده توسط پارامونت اسکایدنس به کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، مشخص نشده است که این صندوقها چه میزان سرمایهگذاری خواهند کرد، اما منابع آگاه گفتهاند مجموع سرمایه حدود ۲۴ میلیارد دلار است که سهم عربستان سعودی حدود ۱۲ میلیارد دلار، و صندوقهای امارات و قطر هر کدام حدود ۶ میلیارد دلار خواهد بود. پارامونت از اظهار نظر خودداری کرده است.
حمایت سعودیها از این معامله وارنر برادرز فراتر از یک سرمایهگذاری خارجی معمول در هالیوود است. برای ریاض، این معامله به خاندان سعودی امکان نزدیکی به قدرت رسانهای آمریکا — و در نتیجه، به اکوسیستم سیاسی پیرامون آن — را میدهد.
روی کاغذ، این سرمایهگذاران نقش غیرفعال دارند. در پرونده ثبتشده آمده است که صندوقهای ثروت ملی هیچ حق مدیریتی در پارامونت-وارنر برادرز نخواهند داشت. این ساختار به گونهای طراحی شده تا ادغام پارامونت و وارنر برادرز بتواند بدون ایجاد تحقیق از سوی کمیته سرمایهگذاری خارجی در ایالات متحده، تأیید نظارتی دریافت کند. برندن کار، رئیس کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا، در ۳ مارس در گفتوگو با سیانبیسی در حاشیه کنگره جهانی موبایل در بارسلونا گفته بود انتظار دارد این ادغام «بهسرعت» تأیید شود.
با این حال، در هالیوود — و در واشنگتن — کمتر کسی باور دارد که این ۲۴ میلیارد دلار بدون پیامد یا نفوذ سیاسی همراه باشد، بهویژه در معاملهای که شامل CNN، HBO و آرشیوی از فیلمهایی مانند بتمن، سوپرمن و هری پاتر خواهد بود.
برای بسیاری از تحلیلگران، این سرمایهگذاریها بخشی از تلاش گستردهتر برای بازتعریف تصویر عربستان سعودی در خارج از کشور است.
استفان رول، اقتصاددان سیاسی و رئیس بخش آفریقا و خاورمیانه در مؤسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت در برلین، میگوید: «از نظر من کاملاً روشن است که این فقط درباره سرگرمی در آمریکا نیست، بلکه درباره CNN هم هست. درباره قدرت نرم هم هست. هدف، بازسازی تصویر عربستان سعودی در غرب است.»
رول معتقد است سعودیها همان مسیر قطر و امارات متحده عربی را دنبال میکنند؛ کشورهایی که سالهاست با سرمایهگذاری هدفمند در رسانه و سرگرمی تلاش کردهاند وجهه عمومی خود را در خارج بهبود دهند. قطر مالک شبکه خبری الجزیره و باشگاه فوتبال پاریسنژرمن است و همچنین سهام اکثریتی میراماکس را در اختیار دارد (بخش باقیمانده متعلق به پارامونت است). داراییهای سرگرمی امارات شامل باشگاه منچسترسیتی در لیگ برتر انگلیس و ۵۰ درصد سهام در مجموعه ردبرد IMI به مدیریت جف زوکر است؛ مجموعهای که اخیراً قرارداد ادغام ۸ میلیارد دلاری بین Banijay (پیکی بلایندرز، مسترشف) و All3Media (The Traitors) را امضا کرده تا بزرگترین شرکت مستقل تولید تلویزیونی جهان را ایجاد کند.
سرمایهگذاریهای عربستان سعودی نیز الگوی مشابهی داشته است. در سال ۲۰۲۱، صندوق سرمایهگذاری عمومی (PIF) باشگاه فوتبال نیوکاسل را خریداری کرد. سال گذشته، این صندوق کنترل کامل گروه رسانهای سعودی MBC و شبکه خبری العربیه را به دست گرفت؛ شبکهای که رقیب منطقهای الجزیره محسوب میشود.
کریستین کوتس اولریخسن از مؤسسه بیکر در تگزاس میگوید: «اگر چیزی باشد، سعودیها در بازی قدرت نرم در حال جبران عقبماندگی هستند.»
فراتر از قدرت نرم

اما همه متقاعد نشدهاند که «قدرت نرم» انگیزه اصلی سرمایهگذاری عربستان سعودی است.
اف. گریگوری گاوس سوم از مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن میگوید: «تلاش برای بهبود تصویر، اهمیت کمتری دارد، تا حد زیادی به این دلیل که اساساً کار نمیکند.»
او استدلال میکند که افکار عمومی در غرب نسبت به عربستان سعودی با وجود سالها سرمایهگذاری پرسر و صدا در ورزش، سرگرمی و رسانه همچنان بهطور سرسختانه منفی باقی مانده است؛ موضوعی که نشان میدهد هدف واقعی در جای دیگری قرار دارد: نفوذ سیاسی در واشنگتن و کسب مشروعیت در داخل کشور، نه تغییر اساسی نگرش غرب.
این تلاش برای بازسازی تصویر بهویژه پس از قتل جمال خاشقجی، روزنامهنگار واشنگتن پست در سال ۲۰۱۸ اهمیت یافت؛ قتلی که بر اساس گزارش سازمان سیا و گزارش اطلاعاتی آمریکا در سال ۲۰۲۱، با تأیید محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی — حاکم بالفعل این کشور که با نام «امبیاس» شناخته میشود — انجام شده است. بلافاصله پس از این قتل، هالیوود برای مدتی از پروژههای دارای حمایت سعودی فاصله گرفت. شرکت Endeavor سرمایهگذاری ۴۰۰ میلیون دلاری صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) را بازگرداند و شرکت Legendary Entertainment از مذاکراتی که میتوانست منجر به سهامداری سعودیها در این شرکت شود، کنار کشید. مدیران ارشد نیز سفرهای خود به کنفرانس «ابتکار سرمایهگذاری آینده» در ریاض، موسوم به «داووس در صحرا»، را لغو کردند.
اما این سردی روابط شرکتی پس از قتل خاشقجی دوام چندانی نداشت. هالیوود بهسرعت به عربستان سعودی بازگشت؛ با تشویق واشنگتن که در جریان جنگ اوکراین برای تثبیت قیمت نفت، دوباره با ریاض وارد تعامل شد.
کریستین کوتس اولریخسن میگوید: «این مسئله شرایط را برای رهبران کسبوکار عادی کرد.»
این نزدیکی روابط در دوران دونالد ترامپ سرعت گرفت؛ دولتی که روابطی بهطور غیرمعمول نزدیک با رهبری عربستان سعودی داشت و همکاری اقتصادی عمیقتر را تشویق میکرد. بازگشت کامل محمد بن سلمان به حلقه نزدیکان مورد پذیرش آمریکا در ۱۸ نوامبر تثبیت شد، زمانی که او برای نخستین بار از زمان قتل خاشقجی در کاخ سفید مورد استقبال قرار گرفت. در جنگی که با رهبری آمریکا و اسرائیل علیه ایران در جریان است، این پادشاهی یکی از متحدان اصلی به شمار میرود، نهتنها به این دلیل که این حملات دشمن اصلی منطقهای سعودیها را هدف قرار میدهد.

برای هالیوود، در شرایطی که تأمین مالی داخلی محدود شده است، توانایی عربستان سعودی در ارائه چکهای کلان به نظر میرسد بر هرگونه ملاحظات اخلاقی درباره همکاری با دولتی که به سرکوب مخالفان و نقض گسترده حقوق بشر متهم است، غلبه میکند.
اندرو لیبر، استاد دانشگاه تولین که در زمینه روابط آمریکا و عربستان تخصص دارد، میگوید: «عربستان میتواند تعهدات چند میلیارد دلاریای ارائه دهد که شما بهسادگی در ایالات متحده نمیتوانید به آن دست پیدا کنید.»
این جذابیت مالی در حال حاضر در سراسر صنعت سرگرمی قابل مشاهده است. در ماه سپتامبر، کوین هارت، بیل بر، دیو شپل و پیت دیویدسون از جمله چهرههای اصلی نخستین جشنواره کمدی ریاض بودند که در برابر جمعیتهای پرشمار اجرا کردند؛ در حالی که عربستان سعودی به تلاش خود برای تبدیل شدن به یک قطب فرهنگی منطقهای ادامه میداد. جشنواره موسیقی «ساوند استورم» در خارج از ریاض در ماه دسامبر میزبان اجراهای اصلی کاردی بی، پست مالون و پیتبول بود. جشنواره فیلم دریای سرخ در جده نیز در همان ماه، چهرههایی مانند شان بیکر، آنا د آرماس و داکوتا جانسون را به خود جذب کرد.

ظهور چهرههای مشهور تنها قابلمشاهدهترین لایه از موجی بسیار عمیقتر از سرمایهگذاریهاست. در ۲۹ سپتامبر، یک کنسرسیوم به رهبری صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) که شامل شرکت Affinity Partners متعلق به جرد کوشنر و شرکت Silver Lake نیز میشود، برای خرید شرکت غول صنعت بازیهای ویدیویی «الکترونیک آرتز» به ارزش ۵۵ میلیارد دلار به توافق رسید؛ یکی از بزرگترین معاملات تاریخ این صنعت.
در ماه اکتبر، اریک فیگ، مدیر پیشین لاینزگیت، از یک مشارکت استودیویی یک میلیارد دلاری با صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان رونمایی کرد؛ پروژهای که شرکت مستقل جدید او با نام Arena SNK Studios را به شبکه پخش سعودی MBC Group و شرکت ژاپنی بازیسازی SNK متصل میکند؛ شرکتی که خود تحت مالکیت گروه Misk قرار دارد، نهادی که تحت کنترل محمد بن سلمان است.
برای منتقدان نفوذ عربستان در هالیوود، پذیرش این پولها نشاندهنده مصالحههای اخلاقی گستردهتر در این صنعت است. برایان فوگل، فیلمساز برنده اسکار که مستند «دیسیدنت» محصول ۲۰۲۰ او به قتل خاشقجی میپردازد، میگوید: «پول، پول است و قدرت، قدرت است.»
پس از آنکه پلتفرمهای بزرگ پخش آنلاین و استودیوها از خرید این فیلم خودداری کردند — به گفته فوگل، با نگرانی از به خطر افتادن روابط تجاری با عربستان — این فیلم در نهایت بهصورت مستقل منتشر شد. با این حال، حتی او که یکی از صریحترین منتقدان نفوذ عربستان در هالیوود است، میگوید کسانی را که از پول سعودی استفاده میکنند لزوماً محکوم نمیکند.
او میگوید: «اگر به سعودیها نه بگویید و از امارات یا قطر یا از پیتر تیل پول بگیرید، آیا آن بهتر است؟ مطمئن نیستم. ما در دنیای ایدهآل زندگی نمیکنیم. فکر نمیکنم هرگز عدالت واقعی برای قتل جمال خاشقجی را ببینیم، اما تغییرات مثبت زیادی در عربستان در حال رخ دادن است. همیشه باید به جلو حرکت کرد.»
در واقع، هالیوود هرگز واقعاً تلاش برای جذب پول سعودی را متوقف نکرد. AMC Theatres فعالیت خود را در عربستان گسترش داد، آژانسهای بزرگ همچنان مشتریان خود را برای پروژههای محلی معرفی میکردند و معاملات سرمایهگذاری خصوصی حتی در دوره بلافاصله پس از قتل خاشقجی نیز بهصورت آرام ادامه داشت. یکی از مدیران ارشد هالیوود با ارتباطات عمیق در منطقه میگوید: «هر بازیگر بزرگ و سطح A برای یافتن سرمایه یا پروژه به آنجا رفته است. تکتک آژانسهای بزرگ تلاش میکنند مشتریانشان را وارد پروژههای سعودی کنند.»

جامعه عرب
پرداختن به سرمایهگذاریهای عربستان سعودی در هالیوود صرفاً بهعنوان یک پروژه قدرت نرم برای بهبود تصویر این کشور در خارج، بخش مهمی از ماجرا را نادیده میگیرد. بخش بزرگی از این راهبرد نه مخاطبان بینالمللی، بلکه «جامعه عرب» را هدف قرار داده است.
زمانی که محمد بن سلمان در سال ۲۰۱۶ «چشمانداز ۲۰۳۰» را معرفی کرد — طرحی گسترده برای تغییر اقتصاد عربستان از نفت به سمت فناوری، گردشگری و رسانه — این پروژه به همان اندازه که اقتصادی بود، سیاسی نیز محسوب میشد.
استفان رول میگوید: «او در واقع چیزی به مردمش ارائه میداد؛ نه آزادی سیاسی، البته، اما سرگرمی.»
به نظر میرسد این سیاست موفق بوده است. اگر به یکی از رویدادهای بزرگ فرهنگی در عربستان بروید، با جمعیتهای پر از جوانان سعودی روبهرو میشوید که به این موضوع افتخار میکنند که کشورشان به یک قطب فرهنگی منطقهای تبدیل شده است.
در مراکز خرید پایتخت، کافههای گیمینگ با رقابتهای پرهیاهو زندهاند. جوانان — و بهطور فزایندهای زنان — در اتاقهای شیشهای کنار هم مینشینند و روی کنسولها رقابت میکنند، در حالی که دوستانشان از پشت سر تماشا میکنند. در کشوری که گزینههای سنتی تفریح شبانه محدود است، بازیهای ویدیویی، سینما و کنسرتها به جایگزینهایی برای زندگی اجتماعی تبدیل شدهاند؛ آیینهایی که جای فرهنگ بار در غرب را گرفتهاند.
رول میگوید: «دیدن این میزان تغییر در عربستان سعودی واقعاً باورنکردنی است. این جامعه کاملاً بسته حالا بسیار بازتر شده است. میتوانید به سینما بروید، به کافیشاپها بروید. زندگی خیابانی وجود دارد، هنر وجود دارد.» او ادامه میدهد: «بهعنوان بخشی از راهبرد حکمرانی، فراهم کردن سرگرمی برای مردم بهطوری که بهدنبال مشارکت سیاسی نروند، کاملاً منطقی به نظر میرسد.»
یک تبعه آمریکایی مقیم عربستان، که مدیر سابق صنعت سرگرمی است، میگوید: «این واقعاً مضحک است که ببینیم عربستان چقدر در طول زمان تغییر کرده است. این جامعه کاملاً بسته حالا بسیار باز شده است. میتوانید به سینما بروید، کافه بروید. زندگی خیابانی هست، هنر هست.» او میگوید: «این همان نان و سیرکهاست. جشنواره کمدی، کنسرتها، فوتبال — مردم را سرگرم نگه میدارند.»
از نگاه ریاض، اگر سرگرمی بهعنوان جایگزین مشارکت سیاسی دیده شود، خریدهای وارنر برادرز و الکترونیک آرتز چیزی فراتر از پروژههای قدرت نرم هستند. نمایشهای داخلی نیاز به محتوا دارند. و عربستان سعودی بهطور فزایندهای تلاش میکند مالک فرانچایزهای جهانی باشد که این محتوا را تأمین میکنند.
بیش از ۶۰ درصد جمعیت عربستان زیر ۳۵ سال هستند. بسیاری با ابرقهرمانها و هری پاتر، با بازیهای فیفا و مدن بزرگ شدهاند — همان مالکیتهای فکری که اکنون در پرتفوی پارامونت-وارنر و الکترونیک آرتز قرار دارند. تأمین دسترسی به این مالکیتهای فکری تا حدی یک سرمایهگذاری مالی است، و در عین حال راهی برای بازگرداندن برندهای جهانی به داخل کشور بهصورت تولیدات پرهزینه، جاذبههای پارکهای موضوعی و پروژههای فیلمبرداری بزرگ در استودیوهای سعودی است — تأسیساتی که اخیراً در شهر «قدیه» در نزدیکی ریاض و در منطقه نیمهخودمختار العلا راهاندازی شدهاند — و همه اینها به مردم عربستان بهعنوان نشانهای از «رسیدن کشور به سطح جهانی» عرضه میشود.

بازی واشنگتن
این سرمایهگذاریها همچنین منطق ژئوپولیتیکی سختتری دارند: ایجاد نفوذ در واشنگتن در زمانی که عربستان دیگر نمیتواند تنها به نفت بهعنوان ابزار فشار تکیه کند.
استفان رول میگوید: «سعودیها واقعاً روی افراد مرتبط با دولت ترامپ سرمایهگذاری میکنند. آنها در تأثیرگذاری بر سیاستهای ترامپ موفقتر از بسیاری کشورهای دیگر هستند.» او به شبکه روابط تجاری میان رهبری عربستان و خانواده بن سلمان با چهرههای نزدیک به رئیسجمهور آمریکا اشاره میکند، بهویژه جرد کوشنر، داماد ترامپ.
بخش عمدهای از تأمین مالی شرکت سرمایهگذاری کوشنر، Affinity Partners، از همان گروه کشورهای خلیج فارس تأمین میشود که از معامله پارامونت حمایت میکنند؛ بهطوری که تنها صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) دو میلیارد دلار به این شرکت اختصاص داده است که مالکیت آن بهطور کامل در اختیار کوشنر است. شرکت Affinity در ابتدا بخشی از پیشنهاد پارامونت برای خرید وارنر بود، اما در ماه دسامبر و در پی افزایش حساسیتهای سیاسی نسبت به این معامله از آن کنارهگیری کرد. با این حال، برخی ناظران نشانههایی از نفوذ کوشنر را در توافق جدید میبینند؛ بهویژه در همکاری غیرمعمول میان عربستان، قطر و ابوظبی که بهطور سنتی در منطقه رقیب یکدیگر محسوب میشوند.
با وجود آتشبس شکننده، جنگ ایران مجموعهای از عدمقطعیتهای جدید ایجاد کرده و میتواند بر سرمایهگذاریهای کنونی عربستان و کشورهای خلیج فارس و همچنین تعهدات آینده تأثیر بگذارد. این جنگ باعث شده است تردد کشتیها در تنگه هرمز — مسیر حیاتی عبور یکپنجم نفت و گاز جهان — تقریباً متوقف شود. تحت فشار اقتصادی فزاینده، کشورهای خلیج فارس ممکن است بندهای «فورس ماژور» را برای خروج از قراردادهای جاری یا تعلیق برنامههای سرمایهگذاری آینده فعال کنند. در ۴ مارس، قطر اعلام کرد که بهدلیل حملات ایران به مجتمع بزرگ راس لفان، قراردادهای تحویل گاز طبیعی مایع را تحت شرایط فورس ماژور قرار داده است. یکی از بزرگترین پالایشگاههای نفت عربستان نیز هدف حمله قرار گرفته است.
استفان رول میگوید: «هنوز خیلی زود است که درباره تأثیر جنگ بر سرمایهگذاریهای عربستان نظر قطعی بدهیم. اگر وضعیت بیثباتتر باعث افزایش قیمت نفت در بلندمدت شود، این چیزی است که سعودیها میخواهند، چون قیمت نفت در حال حاضر برای آنها خیلی پایین بوده است. اما آنها همچنان باید نفت را صادر کنند و اگر جنگ باعث بسته ماندن تنگه هرمز شود، تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.»
در چنین بستری، معامله پارامونت-وارنر کمتر شبیه یک سرمایهگذاری نمایشی و بیشتر شبیه یک گره در یک راهبرد بزرگتر به نظر میرسد: لنگر انداختن زیرساخت فرهنگی آمریکا با سرمایه خلیج فارس، ایجاد نزدیکی با واسطههای قدرت سیاسی، و تصاحب مالکیتهای فکریای که هم سرگرمی داخلی و هم نفوذ بینالمللی را تغذیه میکنند.

واقعیت
با این حال، تبدیل جاهطلبیهای گسترده عربستان سعودی در حوزه سرگرمی به یک اکوسیستم تولیدی کارآمد، بسیار دشوارتر از صدور چکهای نهرقمی بوده است. با وجود تمام اعلامهای پرزرقوبرق مرتبط با «چشمانداز ۲۰۳۰»، کارنامه هالیوود در همکاری عملی در داخل این کشور در بهترین حالت نامتوازن بوده است. از زمانی که محمد بن سلمان این طرح را در سال ۲۰۱۶ معرفی کرد، این صنعت در برابر میلیاردها دلار وعدهدادهشده و میلیونها دلار هزینهشده، دستاورد چندانی ارائه نکرده است.
آنچه در بحث اخلاقی درباره پذیرش پول سعودی اغلب نادیده گرفته میشود، ریسکهای عملی همکاری با سرمایه سعودی است؛ از جمله افزایش مزمن هزینهها، سوءمدیریت و پروژههایی که بهندرت مطابق انتظار به نتیجه میرسند.
فیلم «قندهار» با بازی جرارد باتلر که در عربستان فیلمبرداری شد، کمتر از ۱۰ میلیون دلار در سطح جهانی فروش داشت (اگرچه در زمان انتشار در نتفلیکس آمریکا به رتبه دوم رسید). فیلم «جنگجوی صحرا» با بازی آنتونی مکی و کارگردانی روپرت وایات، در پی تأخیرها و فیلمبرداریهای مجدد پرهزینه، بودجهاش از ۷۰ میلیون دلار به ۱۵۰ میلیون دلار افزایش یافت. این فیلم در جشنواره درجهدو زوریخ به نمایش درآمد و در نهایت توسط توزیعکننده مستقل کوچک Vertical Entertainment برای آمریکا خریداری شد و قرار است اکران محدودی در بهار داشته باشد.
همچنین «انتظار اشتباه»ی از سوی تهیهکنندگان آمریکایی وجود دارد مبنی بر اینکه سرمایه سعودی به معنای «پول آسان و بیحساب» است، به گفته علی جعفر، مدیر بخش فیلم در MBC Studios مستقر در ریاض. او میگوید به جای امضای چکهای سفید بزرگ، این کشور با دقت بر ساخت صنعت داخلی تمرکز کرده است «تا اطمینان حاصل شود که شرکا فقط به دنبال استفاده از منابع نیستند، بلکه به انتقال دانش نیز توجه دارند.» برای مثال، قرارداد Arena SNK فیگ بهصورت مرحلهای طراحی شده است؛ با پرداخت نقدی قابل توجه در ابتدا، اما کل یک میلیارد دلار تنها در صورت رسیدن استودیو به اهداف سرمایهگذاری مشخص آزاد میشود.
قرارداد سهساله ۳۵۰ میلیون دلاری میان استمپد ونچرز به مدیریت گرگ سیلورمن و آژانس منطقهای Film AlUla قرار بود تولید ۱۰ فیلم را به نتیجه برساند، اما پیشرفت کند بوده است. در دسامبر، Film AlUla اعلام کرد که این قرارداد «بازتنظیم» شده تا در ابتدا بر تولید چهار فیلم مشخص تمرکز کند. زمانی که هالیوود ریپورتر از استودیوهای پیشرفته العلا، واقع در میان چشماندازی سینمایی شبیه فیلمهای جان فورد در شمالغرب کشور، بازدید کرد، نخستین فیلم این همکاری با عنوان «Chasing Red» — اقتباسی از رمان اینترنتی عاشقانه جوانان اثر ایزابل رونین — در حال فیلمبرداری بود.
فیلمسازی در عربستان هرگز آسان نبوده است. روی کاغذ، این کشور دارای ۴۰ درصد بازپرداخت مالیاتی بدون سقف است، اما روند دریافت این مزایا همچنان پیچیده و تا حد زیادی آزموننشده باقی مانده است. هرگونه مزیت مالیاتی ممکن است با هزینههای اضافی فیلمبرداری در کشور خنثی شود؛ کشوری که هنوز از کمبود نیروی انسانی تخصصی در بخشهای فنی، از شرکتهای اجاره تجهیزات تا دستیاران فیلمبردار، رنج میبرد. تولیدات بزرگ، که بیشترین بهره را از این مشوقها میبرند، باید عوامل خود را از خارج وارد کنند. به همین دلیل است که فیلم «تلماسه: بخش دوم» به جای عربستان، در امارات و اردن فیلمبرداری شد.
علی جعفر میگوید: «فیلمسازی یک صنعت مبتنی بر هزینه نهایی است و عربستان هنوز ارزانترین مکان برای فیلمبرداری نیست.» او اضافه میکند: «اما این روند بهتدریج در حال تغییر است… باید بیشتر فیلم ساخته شود تا این هزینهها کاهش پیدا کند و سطح مهارتها افزایش یابد.»
نگرانیهایی درباره فساد نیز وجود دارد. وبسایت Business Insider امسال به یک حسابرسی داخلی در سال ۲۰۲۲ در MBC Studios اشاره کرد که بهطور ادعایی از هزینهکردهای گسترده و تضاد منافع خبر میداد. (علی جعفر گفته از وجود چنین حسابرسیای بیاطلاع است.) این شرکت همچنین تغییرات مدیریتی متعددی را تجربه کرده است: پتر اسمیت، مدیرعامل باسابقه، در سال ۲۰۲۳ استعفا داد؛ پس از او کریستینا وین، مدیر پیشین آمازون و AMC، جانشین شد که کمی بعد از عرضه اولیه ۲۲۲ میلیون دلاری MBC Group کنارهگیری کرد و جای خود را به سمر اکروک، مدیر تولید، داد.
این الگو در پروژههای بزرگ سرگرمی عربستان تکرار شده است: گسترش سریع، سپس عقبنشینی و تغییر مدیریت. یکی دیگر از سرمایهگذاریهای بزرگ این کشور در حوزه سرگرمی، Neom Media — بخش سرگرمی پروژه ابرشهر ۵۰۰ میلیارد دلاری نئوم — در سپتامبر با اتهامات مربوط به نژادپرستی، زنستیزی و رفتارهای نامناسب کاری از سوی مدیران ارشد خود، از جمله مدیرعامل وین بورگ، مواجه شد که او نیز با مایکل لینچ جایگزین شد.
تلاش عربستان برای تبدیل شدن به یک قطب سرگرمی با اهداف پرزرقوبرقتری در سطح ملی رقابت میکند — اکسپو ۲۰۳۰، جام جهانی ۲۰۳۴ و مجموعهای از پروژههای زیرساختی که حتی از قراردادهای میلیارد دلاری استودیوها نیز بزرگتر هستند. حتی در حوزه سرگرمی نیز، تولید فیلم و تلویزیون در رتبهای پایینتر از بازیهای ویدیویی قرار دارد؛ جایی که معاملات عظیم اغلب از بررسیهای سیاسیای که معاملات رسانهای با آن مواجهاند، دور میمانند.
جاست فان درونن، استاد حوزه بازی در دانشکده کسبوکار استرن دانشگاه نیویورک، میگوید: «خرید EA دومین معامله بزرگ تاریخ صنعت بازی است. EA شبکهای با ۵۰۰ میلیون بازیکن در سراسر جهان دارد. اما اینطور نیست که مخاطبان EA شبها بیدار بمانند و به شرایط حقوق بشری در عربستان فکر کنند یا بازیها را به خاطر مالکیت جدیدشان تحریم کنند.»
با وجود جذابیت قدرت نرم برای هالیوود، هزینهکرد عربستان — از پارامونت-وارنر تا EA و ستارگان جشنواره کمدی ریاض — فقط یا حتی عمدتاً درباره تأیید غرب نیست. این موضوع درباره نزدیکی به ترامپ و نفوذ در واشنگتن و همچنین سرگرم نگه داشتن جمعیت جوان و بیقرار در داخل کشور است. مخاطب اصلی نه در لسآنجلس یا لندن، بلکه در کاخ سفید و در میان جمعیتهای شبانه سینماهای ریاض است.
در پس صندوقهای ثروت ملی، تأمین مالی ادغامها و خریدهای میلیارد دلاری بازیهای ویدیویی، این راهبرد در نهایت از مجموعهای واحد از اولویتها عبور میکند — اولویتهای خود ولیعهد.
یک تهیهکننده میگوید: «محمد بن سلمان یک فنپسند بزرگ است — انیمه، کمیکبوک، بازیهای ویدیویی. رؤیای او این است که چیزی سعودی ببیند و به آن افتخار کند. اما او در حال اداره یک کشور است. وقتی روی سرگرمی تمرکز میکند، همه چیز حرکت میکند. وقتی نه، همه چیز متوقف میشود.»
گری بام، دن بیلفسکی، پاتریک برزسکی و عابد رحمان در تهیه این گزارش مشارکت داشتهاند.
این گزارش در شماره ۸ آوریل مجله هالیوود ریپورتر منتشر شده است.







